لورواگوران (باستانشناس ايتاليايي) با توجه به سنگ نگاره هاي يافته شده قدمتي حدود 12-6 هزار سال براي تمدن ميمند پيشبيني كرده است. مرتضي فرهادي (باستانشناس) درباره اين گونه سنگ نگاره هاي يافته شده در ايران چنين ميگويد: شواهد اين گونه است كه خالي بودن صحنههاي نقاشيها از مناظري چون شيردوشي، لباس چوپاني، آغل گوسفندان و درصد بسيار اندك حيوانات اهلي و . . . و در عوض وجود صحنههاي شكار و خالي بودن اغلب قريب به اتقاق اين صحنه ها از هر گونه ساختمان و ابزار توليد و . . . نشانگر پيوند نگارگران با زندگي شكارگري بوده است. وي علّت حضور اين نگاره ها در ميمند را وجود شكارگاه، آبشخور و آبگاه و گدارگاه (محل عبور و تردد شكار) در اين مناطق ميداند. لازم به ذکر است که اين منطقه، هنوز از شكارگاههاي مهم ايران محسوب ميشود . دكتر غلامعلي همايون، ميمند را متعلق به آريائيهاي مهرپرست مي داند. يعني در حدود قرن هشتم و هفتم قبل از ميلاد . امّا آنچه از آداب محلي و ويژگيهاي معماري روستا پديدار است، تعلق روستا، به تاريخ پيش از اسلام ميباشد.
به طور کلي ميتوان گفت قدمت روستا با توجه به اظهار نظرهاي متفاوت و مختلفي که وجود دارد، تاريخ قطعياي ندارد . ولي قدر مسلم نتايج حفاريهاي انجام شده توسط سازمان ميراث فرهنگي، ما را به تاريخ هزاره اول قبل از ميلاد رهنمون ميسازد ولي جهت تعيين دقيقتر پيشينه روستا، نياز به پژوهشهاي مستند و علمي باستنان شناسي ميباشد .
علّت پيدايش روستاي ميمند را ميتوان در چند نكته برشمرد:
- نقش بسيار مهم شرايط اقليمي و جغرافيايي (آب و هوا, زمين, وجود شكار و . . .) كه امكان تامين معيشت و سكني گزيدن در اين مكان را فراهم آورده است.
- شكل خاص ناهمواريها و زمين شناسي كه به صورت طبيعي، امكان اوليه سكونت را در دامنه كوه ايجاد كرده است.
- مساله اقتصاد و صرفهجويي، كه بهره گرفتن از اين مكان، به عنوان حداقل سرپناه پاسخ مناسبي براي آن بوده است.
- امنيت و نظام اجتماعي. واقع شدن روستا در گلوگاه، دفاع در برابر طوايف مهاجم و غارتگر را براي اهالي ممكن ميساخته و حضور برجهاي دفاعي بر تپه هاي اطراف و حضور قلعه بر بام روستاي ميمند از نكات مويد اين امر ميباشند .
ساختار اجتماعي
اهالي ميمند خود را ايلياتي مينامند. امّا نحوه معيشت آنها، ويژگي دوگانه ايلياتي - روستايي را القا ميكند. هر يك از طوايف ميمند در محدودهاي مخصوص به خود استقرار مييابند (از جمله اختصاص يافتن هر آبادي به يك طايفه خاص). و در هر طايفه چند تيره مشاهده ميشود كه نام تيره رفته رفته به صورت نام خانوادگي اهالي ثبت شده است. در زمان كنوني ساختارهاي ايلي رفته رفته رنگ باخته و مرزبنديهاي گذشته، در زندگي اجتماعي و نهايتاً كالبد معماري، بسيار كمرنگ شده است. در ميان اهالي مردماني مهاجر از يزد، كرمان و عده اي آذري نيز مشاهده ميشوند.
جمعيت روستا زماني حدود 8000 نفر بوده است كه به مرور از آن كاسته شده است. امّا ترك ناگهاني روستا در اوايل انقلاب در پي وعده واگذاري زمين در شهربابك به روستائيان صورت گرفته است. در شرايط كنوني بسياري از مردم براي يافتن كار به شهربابك و مسسرچشمه مهاجرت كردهاند و سطح اقتصادي اهالي به تدريج پايين آمده و به ويژه صنايع بومي آنها مانند گليم بافي و قاليبافي و نمدمالي ، يا از ميان رفته يا در حال نابودي است و در پي اين معضل غالب جوانان روستا تمايلي براي زندگي در ميمند ندارند (بيشتر ساكنين كنوني ميمند افراد مسن مي باشند). اهالي روستا فرزندان خود را براي تحصيل به شهر بايك مي فرستند و به نظر ميرسد اين امر معضل مهاجرت را تشديد كند. لازم به ذکر است به دلايل فوق جمعيت روستا در سال 1375 شمسي معادل 92 نفر بوده است و قطعا تا سال 1380 (ابتداي ورود سازمان) کمتر هم شده است ولي در سال 1380، با ايجاد اشتغال اين پروژه جمعيت مجددا به 92 نفر افزايش يافت و طبق آمار سال 1381 جمعيت کنوني روستا 142 نفر ميباشد که چنين امري نشان از موفقيت نسبي عمليات حفاظت و سياست گذاري هاي پروژه بزرگ ميمند است .
معيشت
همانگونه كه پيش از اين ذكر شد نحوه معيشت مردم روستا به شيوه ايلي - روستايي است. از منابع اقتصادي مهم منطقه ميمند ميتوان دامداري، باغداري و كشاورزي، صنايعدستي (قاليبافي و كاربافي) مهاجرتهاي فصلي براي انجام كار كارگري و مشاغلي مانند چوپاني و نمدمالي و .... را نام برد. كوچهاي فصلي براي رسيدگي به باغات و برداشت محصولات هر ساله در ميمند انجام ميپذيرد. علاوه بر اين مردم به جمعآوري محصولات گياهان خودرو كوهستان پرداخته و از آنها بهرههاي گوناگون ميبرند .
معيشت بر مكان استقرار فضاهاي زيستي، مشكل كالبد معماري چهره روستا تاثير بسياري دارد كه از آن جمله ميتوان به تغيير چهره روستا در فصول مختلف سال و اختصاص يافتن بسياري از فضاهاي زيستي به فعاليتهاي توليدي اشاره كرد.
ييلاق و قشلاق در منطقه
كوچهاي فصلي هر ساله براي استفاده از منابع و مراتع صورت ميگيرد. هر سال در نزد اهالي ميمند به سه فصل تقسيم ميشود. آنها از نيمه دي ماه تا اوايل تير ماه (پنجه) را در محدوده سرآغلها به سر ميبرند . سرآغلها در قسمتهاي كم ارتفاع منطقه (دشت) واقعند و قاعدتاً هواي گرمتري دارند.
فصلي بعدي از اوايل تير ماه تا اوايل آبان است كه مردم به آباديهاي شمالي در دامنه كوه خورين كوچ مينمايند (فصل رونق باغداري)، سپس با آغاز فصل سرما كم كم به روستاي صخره اي (يا شهربابك) كوچ كرده و زمستان را در سرپناههاي صخره به سر ميبرند . عليرغم ويژگيهاي مشترك، سنت زندگي در هر يك از اين محدوده ها ويژگيهاي خاص خود را داراست كه اين گونهگوني محصول شرايط جغرافيايي نحوه توليد و معيشت ميباشد. زندگي موقت، درآميختگي فضاهاي معيشتي و توليدي از جمله ويژگيهاي مشترك اين محدودهها است.
شيوه زندگي
آباديها (ييلاق) در شمال روستاي ميمند بر دامنه كوه خورين و بر كناره رودخانه كه گاه در بخشي از سال به صورت قنات جلوه مينمايد، واقعند. مردم روستا در فصل بهار و تابستان در اين مكان به سر ميبرند.
فعاليت توليدي در آباديها رسيدگي به باغات است و فرزندان اهالي گوسفندان را به چرا ميبرند و گاه خود نيز بين آباديها و ايشام (مرتع دامها) به طور مستمر حركت مينمايند و به دامها رسيدگي ميكنند. اهالي در كپر و فضاي مقابل آن به فعاليت مشغولند و محصولات باغها به منظور تهيه خشكبار در اطراف كپرها گسترده شده اند. در آباديها به چشم ميخورد.
هر طايفه از طوايف منطقه ميمند در آبادي خاص خود ساكن ميشود و جعيت آباديها از يك تا چند خانوار متغير است. غالباً حريم آباديها با قرار دادن شاخه درخت يا سنگ چين كردن مشخص ميشود و كوچه هايي با ديواره هاي سنگي، دسترسي بين رودخانه و فضاهاي مسكوني را فراهم ميآوردند.