تبليغاتX
آلونک

آلونک

و اما گزارش کلاس در ۱۷ اردیبهشت

اول کلاس یه کم دیر رسیدیم ولی مثلی که یکی از بچه ها کنفراس داشت بعد استاد شروع کرد به تشریح مطالب کنفرانس که بخشی از کتاب پژوهش های فرهنگی بود  و اینکه باید مطالب این کتاب رو به صورت عملی پیاده کنیم در واقع الگوی تحقیق میدانی ما هست و موضع این بود که باید یه زمینه فرهنگی مشترک با مکانی که قرار است در اونجا کارمون رو انجام بدیم پیدا کنیم و اینکه واسه این کار باید با مردم اونجا یکرنگ بشیم و اینکه خودمو ن رو بالاتر از اونا نبینیم و درواقع نگاهی از بالا به پایین نداشته باشیم . بعد استاد دوتا کتاب معرفی کرد و چندتا موضوع کنفرانس داد که من هم موضوع فرهنگ و شخصیت رو قرار شد ارئه بدم که البته به استاد گفتم واسه دو هفته بعد اماده ام . و در پایان کلاس استاد از بچه ها خواست که دوتا جمله نقد یکی مثبت و یکی منفی نسبت به کلاس ذکر کنن که هر کسی چیزی گفت از جمله اینکه بچه ها سر کلاس ترس و واهمه دارندکه حرف بزنند واینکه شما به حرفای ما گوش نمی دین و... که استاد هم گفت اگه شما اینجوری فکر می کنید و اینجوری بوده من از شما معذرت میخوام و اینکه همه شما رو صمیمانه دوست دارم .

اما یه نکته ای که واسم خیلی جالبه اینه که به قول دوستمون خانم ملااحمدی بچه های این ترم برخلاف ترمهای گذشته ترس و واهمه ای از این درس ندارند مثلا همین گزارش  کلاسی تعداد خیلی کمی از بچه ها شاید این گزارش رو تو وبلاگشون بزارند از جمله خودم و به احتمال زیاد ترم بعد رو هم میهمون این کلاس باشیم .......

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 20:44  توسط فاطمه امیری  | 

نقد کتاب

کتاب جامعه شناسی نخبه کشی(علی رضاقلی)

 

  بحث درباره هویت ایرانی و ویژگی های آن یکی از مباحثی است که در حوزه های مختلف علوم انسانی به آن پرداخته شده است. بررسی عناصر هویتی ایرانیان از آن جهت اهمیت دارد که باعث شناخت جنبه های مختلف رفتاری ایرانیان می شود و همچنین به وسیله آن می توانیم تحلیلی نسبت به اتفاقات گذشته و همچنین وضعیت موجود داشته باشیم.

هدف اصلی این کتاب « ضمن بررسی جامعه شناسانه حاکمیت و رفتارهای اجتماعی، بیشتر بررسی عوامل و موانع بر آمدن « نخبگان اصلاح» و رویه نابود کردن آن ها توسط هویت های جمعی ایرانیان است.» در حقیقت نویسنده در این کتاب به بررسی عدم توفیق اصلاح گران در متن اجتماعی می پردازد.

 پرسش اساسی مطرح شده در کتاب این است که علت اصلی عدم توفیق نخبگان چیست؟ آیا کشته شدن قائم مقام و امییر کبیر به دلیل توطئه دربار و غرب می باشد؟ و یا این که باید به دنبال علت های دیگر باشیم؟

  نویسنده برای پاسخ به پرسشهای خود توجه خود را به بافت اجتماعی ایران و روابط متقابل اجتماعی جلب می کند و معتقد است که باید تحلیل چند عاملی را جایگزین تحلیل یک عاملی کنیم. با کار تحلیلی عمیق می توان «علل عدم توفیق یک فرهنگ عهد عتیق را در بد ست آوردن حقوق فردی و اجتماعی ناشی از تحولات جدید صنعتی شدن را فهمید.»

کتاب جامعه شناسی نخبه کشی نوشته آقای رضاقلی در سال 1376 تالیف گردیده و در سال 1377 برای اولین بار به چاپ رسید و بعد از آن نیز بارها تجدید چاپ شد.  خود نویسنده در بخش گزارش کوتاه و مقدمه ای که در کتاب آورده است، معتقد است که «کاری تاریخی که در شان مورخین باشد انجام نداده است » و « کتاب را برای کتاب خوان های عمومی و دانشچویان دوره لیسانس علاقه مند به مسائل روز و ریشه های تاریخی آن نوشته ام » نگاه نویسنده به مسائل نگاهی نو و تحلیلی است.

 نویسنده در مورد انگیزه های چاپ کتاب می گوید: « این کتاب را نه سال پیش به مناسبتی نوشتم که نقطه نظرهای خود را به صورت کتبی به دوستانی ارائه نمایم که تصور می کردند با تغییر یک فرد یا چند نفر و به صورت حاضر و آماده می توان تحولات عظیمی در ساختارهای اقتصادی و اجتماعی و سیاسی ایران به وجود آورد که خوانندگان خواهند دید که چنین چیزی از تحلیل های این کتاب بر نمی آید. دست نوشته را به دوستانی دادم تا بخوانند، همگی بر آن بودند که نوعی بینش و نگاه در آن است و مرا به چاپ آن تشویق کردند و گرنه خودم عزم آن را نداشتم. آنچه باعث شد که کتاب را چاپ کنم افزون بر نگرش ویژه به تاریخ ایران، یاد آوری و خدمتی هر چند کوچک به بزرگانی است که این کتاب افتخار نام آن ها را دارد. »


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 18:45  توسط فاطمه امیری  | 

فرهنگ : پدیده کلی پیجیده ای از آداب، رسوم، اندیشه، هنر وشیوه زندگی که در طی تجربه تاریخی اقوام شکل می گیرد قابل به نسل های بعدی است.

(آداب و رسوم، سنن و رفتارهای اجتماعی طبقه عامه یا عموم مردم،(شعور یا تربیت اجتماعی)).

 

سیاست: برنامه کار یا شیوه ی عمل یک فرد، نهاد یا کشور برای اداره ی امور. (حسابگری های زیرکانه و منفعت جویانه).

 

نظارت: فعالیتی که باعث تطبیق عملیات با برنامه می شود یا نظام را در زمینه های مورد نظر از انحراف حفظ می کند.(کنترل کردن، تحت نظر داشتن).

 

شخصیت: مجموعه ای منسجم  و واحد متشکل از صفات و خصوصیات  نسبتا ثابت و مداوم که بر روی هم یک فرد را از فرد دیگر متمایز می کند. (فهم و کمالات وشعور یک فرد).

 

تفریح: فعالیتهای خاص که در زمان فراغت به صورت های گوناگون و فارغ از هدفهای مادی جهت استراحت و ازضای خواست های شخصی صورت پذیرد.(گردش، پیک نیک).

 

نیرو: به هر علتی اطلاق می شود که موجبات حرکت جسمی را فراهم سازد یا بتواند فراهم کند یا بتواند عامل پیدایی عملی باشد.(قدرت ، زور و بازو).

 

پایگاه: حقوق و تکالیفی که بر عهده ی فرد بر اساس مشارکت او در یک جنبه یا جنبه هایی از فرهنگ نهاده می شود.(مقام ، موقعیت).

 

جادو: مجموعه اعتقادات و اعمالی که در آن هدف ایجاد اثراتی ماورای طبیعی و خارج از قلمرو شناخته های عقلی است از طریق تسلط بر نیروهای نامرئی و یا استفاده از ارواحی که در خدمت آنند.(سحر و ساحره، افسونگر).

 

مرد: جسم نرینه انسان(مجاز از انسان، شوهر و دارای خصلتهای عالی انسانی).

 

رقابت: تلاش دو یا چند نفر برای پیشی گرفتن از یکدیگر در انجام دادن کاری یا بدست آوردن امتیازی.(چشم و هم چشمی).

 

قوم: گروهی از مردم که دارای ویژگی های تاریخی، نژادی و زبانی یکسان هستند.(قوم و خویش، بستگان).

 

رسم: قاعده و روشی متداول درباره موضوعی که در میان افراد جامعه ای یا گروهی از آنان مورد پذیرش است.(سنت ،آیین، عادت).

 

رفتار: کنش یا واکنش های انسانها یا جانوران در پاسخ به محرک های داخلی یا خارجی  (خلق و خو ).

 

اجبار: تحمیل مقررات صوری و اعمال نظارت بر اشخاص است از طریق تهدید یا استفاده از قدرت(زور و فشار).

 

سرمایه: آنچه شخص از چیزهای مادی و غیرمادی دارد مثل سرمایه فکری یا علمی  (پول و دارایی و ثروت).

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 18:34  توسط فاطمه امیری  | 

ویژگیها و خصوصیات میمندی ها

آقای حسین شمسی میمندی در سال ۱۳۲۸ می نویسد:"دروغ گفتن عیب بزرگ و نابخشودنی است. مهر و وفا و درستی و پاکدامنی از مختصات اخلاقی مردم این دیار است. عموماً مردمی قانع و بردبارند. زیر بار زور نمی روند و تملق نمی گویند و مهمتر احترام گذاشتن کوچکترها به بزرگتران است. صرفه جویی و قناعت یکی دیگر از ویژگیهای میمندیهاست."  شادروان دکتر حسین دادالهی در کتاب حاصل عمر خود در مورد میمندی ها می نویسد: "میمندیها دارای پوست سفید و چشمان آبی و شبیه مردم یونان می باشند!". اسراف و دور ریزی در نسل جوان میمندی هم معمول نبوده و می توان گفت خصلت مهم مردم میمند قناعت است. زیرا به هر آنچه دارند اکتفا می کنند. تعادل، رعایت حد اکتفا و منصف بودن از دیگر ویژگیهای مردم این دیار است. میمندی از افراط و تفریط و ریخت و پاش بی مورد گریزان است. از آنجا که نظام ارباب رعیتی در میمند وجود نداشته فاصله طبقاتی هم در بین آنها وجود ندارد. در مردم میمند خصلتهای عشایری نیز دیده می شود. از جمله: روحیه سلحشوری، انتقام جویی، علاقه به تفنگ و شکار. میمندی همیشه آماده خدمت و تفنگش پر بوده و هیچ زمانی زیر سلطه گروه خاصی قرار نداشته است. ایمان و اعتقاد به خدا و وطن دوستی در میان میمندی ها فراوان است. در کودکی به فرزند یاد می دهند که باید نسبت به مسایل دین معتقد و پایبند باشد. مثلاً زمانی که کودکی روزه بگیرد به خاطر اولین روزه به او " سر روزه ای" می دهند که این معمولاً یک بره یا کهره و یا درخت گردو و یا بادام می باشد. کودک یاد می گیرد که در صورت رفتار نامناسب از سوی خانواده مورد بی مهری قرار گرفته و طرد می شود. حفظ آبرو و رازداری از نکات مهمی است که همواره مد نظر است. از همه مهمتر سختکوشی و مقاومت در برابر مشکلات و سختی هاست که با آموزش های غیر مستقیم به کودک یاد داده می شود چون معتقدند بچه نبایستی به حال خود بار بیاید. کودک میمندی چه دختر و چه پسر سخت کوشی و تلاش را همراه علم آموزی یاد گرفته زیرا علم و دانش همراه با تلاش است که موجب موفقیت انسان است.

برگرفته از: "میمند شاهکار جاودان"ـ سرکار خانم کبری ابراهیمی

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 19:47  توسط فاطمه امیری  | 

  مــعــرفــي روســـتــا 

 

      روستای ميمند با مختصات جغرافيايی  '13.74 و ° 30  شمالي و  '22.53 و ° 55 شرقي و ارتفاع حدوداّ 2220 متر از سطح دريای آزاد در 37 کيلومتري شمال شرقی شهر بابک در استان کرمان واقع شده است (نقشه) . اين روستا به صورت مجموعه ای از خانه های غار شکل در سطح شيبدار سه دره تشکيل شده است (عکس هوايي). که از بستر دره اصلی، رودی به نام "لاخيس" ميگذرد .

اولين دره در روستاي ميمند (مجاور اردوگاه) داراي نام محلي كندر كهور كه كندر به معناي مسيل و كهور نوعي درخت پسته است. دومين دره يا كندر كه درست از وسط روستا مي گذرد دره اصلي است. دوطرف اين دره در طبقات مختلف (2 تا 5 طبقه) بريدگيهايي بصورت شكافهاي افقي ايجاد شده است. طول اين بريدگيها كه به آنها كيچه گفته ميشود 6 الي 9 متر است كه در انتها به ارتفاع مورد نظر براي كندن خانه ها مي رسد. كيچه به فضايي ايوان مانند به نام دالان منتهي ميشود كه مهمترين عنصر محل  به لحاظ انجام اغلب امورات روزمره خانواده است. در اطراف هركدام از اين دالانها بين يك تا پنج خانه صخره اي وجود دارد.

    لورواگوران (باستان‌شناس ايتاليايي) با توجه به سنگ نگاره هاي يافته شده  قدمتي حدود 12-6 هزار سال براي تمدن ميمند پيشبيني كرده است. مرتضي فرهادي (باستان‌شناس) درباره اين گونه سنگ نگاره هاي يافته شده در ايران چنين ميگويد: شواهد اين گونه است كه خالي بودن صحنههاي نقاشيها از مناظري چون شيردوشي، لباس چوپاني، آغل گوسفندان و درصد بسيار اندك حيوانات اهلي و . . . و در عوض وجود صحنههاي شكار و خالي بودن اغلب قريب به اتقاق اين صحنه ها از هر گونه ساختمان و ابزار توليد و . . . نشانگر پيوند نگارگران با زندگي شكارگري بوده است. وي علّت حضور اين نگاره ها در ميمند را وجود شكارگاه، آبشخور و آبگاه و گدارگاه (محل عبور و تردد شكار) در اين مناطق ميداند. لازم به ذکر است که اين منطقه، هنوز از شكارگاههاي مهم ايران محسوب ميشود . دكتر غلامعلي همايون، ميمند را متعلق به آريائيهاي مهرپرست مي داند. يعني در حدود قرن هشتم و هفتم قبل از ميلاد . امّا آنچه از آداب محلي و ويژگيهاي معماري روستا پديدار است، تعلق روستا، به تاريخ پيش از اسلام ميباشد.

به طور کلي ميتوان گفت قدمت روستا با توجه به اظهار نظرهاي متفاوت و مختلفي که وجود دارد، تاريخ قطعياي ندارد . ولي قدر مسلم نتايج حفاريهاي انجام شده  توسط سازمان ميراث فرهنگي، ما را به تاريخ هزاره اول قبل از ميلاد رهنمون ميسازد ولي جهت تعيين دقيقتر پيشينه روستا، نياز به پژوهشهاي مستند و علمي باستنان شناسي ميباشد .

علّت پيدايش روستاي ميمند را ميتوان در چند نكته برشمرد:

- نقش بسيار مهم شرايط اقليمي و جغرافيايي (آب و هوا, زمين, وجود شكار و . . .) كه امكان تامين معيشت و سكني گزيدن در اين مكان را فراهم آورده است.

- شكل خاص ناهمواريها و زمين شناسي كه به صورت طبيعي، امكان اوليه سكونت را در دامنه كوه ايجاد كرده است.

- مساله اقتصاد و صرفهجويي، كه بهره گرفتن از اين مكان، به عنوان حداقل سرپناه پاسخ مناسبي براي آن بوده است.

- امنيت و نظام اجتماعي. واقع شدن روستا در گلوگاه، دفاع در برابر طوايف مهاجم و غارتگر را براي اهالي ممكن ميساخته و حضور برجهاي دفاعي بر تپه هاي اطراف و حضور قلعه بر بام روستاي ميمند از نكات مويد اين امر ميباشند .

    ساختار اجتماعي

     اهالي ميمند خود را ايلياتي مينامند. امّا نحوه معيشت آنها، ويژگي دوگانه ايلياتي - روستايي را القا ميكند. هر يك از طوايف ميمند در محدودهاي مخصوص به خود استقرار مييابند (از جمله اختصاص يافتن هر آبادي به يك طايفه خاص). و در هر طايفه چند تيره مشاهده ميشود كه نام تيره رفته رفته به صورت نام خانوادگي اهالي ثبت شده است. در زمان كنوني ساختارهاي ايلي رفته رفته رنگ باخته و مرزبنديهاي گذشته، در زندگي اجتماعي و نهايتاً كالبد معماري، بسيار كمرنگ شده است. در ميان اهالي مردماني مهاجر از يزد، كرمان و عده اي آذري نيز مشاهده ميشوند.

جمعيت روستا زماني حدود 8000 نفر بوده است كه به مرور از آن كاسته شده است. امّا ترك ناگهاني روستا در اوايل انقلاب در پي وعده واگذاري زمين در شهربابك به روستائيان صورت گرفته است. در شرايط كنوني بسياري از مردم براي يافتن كار به شهربابك و مسسرچشمه مهاجرت كردهاند و سطح اقتصادي اهالي به تدريج پايين آمده و به ويژه صنايع بومي آنها مانند گليم بافي و قاليبافي و نمدمالي ، يا از ميان رفته يا در حال نابودي است و در پي اين معضل غالب جوانان روستا تمايلي براي زندگي در ميمند ندارند (بيشتر ساكنين كنوني ميمند افراد مسن مي باشند). اهالي روستا فرزندان خود را براي تحصيل به شهر بايك مي فرستند و به نظر ميرسد اين امر معضل مهاجرت را تشديد كند. لازم به ذکر است به دلايل فوق جمعيت روستا در سال 1375 شمسي معادل 92 نفر بوده است و قطعا تا سال 1380 (ابتداي ورود سازمان) کمتر هم شده است ولي در سال 1380، با ايجاد اشتغال اين پروژه جمعيت مجددا به 92 نفر افزايش يافت و طبق آمار سال 1381 جمعيت کنوني روستا 142 نفر ميباشد که چنين امري نشان از موفقيت نسبي عمليات حفاظت و سياست گذاري هاي پروژه بزرگ ميمند است .

 

 معيشت

    همانگونه كه پيش از اين ذكر شد نحوه معيشت مردم روستا به شيوه ايلي - روستايي است. از منابع اقتصادي مهم منطقه ميمند ميتوان دامداري، باغداري و كشاورزي، صنايعدستي (قاليبافي و كاربافي) مهاجرتهاي فصلي براي انجام كار كارگري و مشاغلي مانند چوپاني و نمدمالي و .... را نام برد.  كوچهاي فصلي براي رسيدگي به باغات و برداشت محصولات هر ساله در ميمند انجام ميپذيرد. علاوه بر اين مردم به جمعآوري محصولات گياهان خودرو كوهستان پرداخته و از آنها بهرههاي گوناگون ميبرند .

    معيشت بر مكان استقرار فضاهاي زيستي، مشكل كالبد معماري چهره روستا تاثير بسياري دارد كه از آن جمله ميتوان به تغيير چهره روستا در فصول مختلف سال و اختصاص يافتن بسياري از فضاهاي زيستي به فعاليتهاي توليدي اشاره كرد.

 

 ييلاق و قشلاق در منطقه

كوچهاي فصلي هر ساله براي استفاده از منابع و مراتع صورت ميگيرد. هر سال در نزد اهالي ميمند به سه فصل تقسيم ميشود. آنها از نيمه دي ماه تا اوايل تير ماه (پنجه) را در محدوده سرآغلها به سر ميبرند . سرآغلها در قسمتهاي كم ارتفاع منطقه (دشت) واقعند و قاعدتاً هواي گرمتري دارند.

فصلي بعدي از اوايل تير ماه تا اوايل آبان است كه مردم به آباديهاي شمالي در دامنه كوه خورين كوچ مينمايند (فصل رونق باغداري)، سپس با آغاز فصل سرما كم كم به روستاي صخره اي (يا شهربابك) كوچ كرده و زمستان را در سرپناههاي صخره به سر ميبرند . عليرغم ويژگيهاي مشترك، سنت زندگي در هر يك از اين محدوده ها ويژگيهاي خاص خود را داراست كه اين گونهگوني محصول شرايط جغرافيايي نحوه توليد و معيشت ميباشد. زندگي موقت، درآميختگي فضاهاي معيشتي و توليدي از جمله ويژگيهاي مشترك اين محدودهها است.

 

     شيوه زندگي

    آباديها (ييلاق) در شمال روستاي ميمند بر دامنه كوه خورين و بر كناره رودخانه كه گاه در بخشي از سال به صورت قنات جلوه مينمايد،  واقعند. مردم روستا در فصل بهار و تابستان در اين مكان به سر ميبرند.

    فعاليت توليدي در آباديها رسيدگي به باغات است و فرزندان اهالي گوسفندان را به چرا ميبرند و گاه خود نيز بين آباديها و ايشام (مرتع دامها) به طور مستمر حركت مينمايند و به دامها رسيدگي ميكنند. اهالي در كپر و فضاي مقابل آن به فعاليت مشغولند و محصولات باغها به منظور تهيه خشكبار در اطراف كپرها گسترده شده اند. در آباديها به چشم ميخورد.

    هر طايفه از طوايف منطقه ميمند در آبادي خاص خود ساكن ميشود و جعيت آباديها از يك تا چند خانوار متغير است. غالباً حريم آباديها با قرار دادن شاخه درخت يا سنگ چين كردن مشخص ميشود و كوچه هايي با ديواره هاي سنگي، دسترسي بين رودخانه و فضاهاي مسكوني را فراهم ميآوردند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 19:42  توسط فاطمه امیری  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 19:26  توسط فاطمه امیری  | 

جلسه دوم کلاس مردم شناسی فرهنگی

 و اما بعد.....

حقیقتش نمی دونم هدف از اینکه باید گزارش کلاسی بنویسیم چیه ولی فکر بدی نبود حداقل باعث شد همه ما یه سری تو این اینترنت بزنیم و نوشتنمون بهتر بشه اما خوب من یکی هر چند نمی دونم هدف چیه اما خیلی از این شیوه خوشم اومد.

اما چند نفر وبلاگ درست کردند؟ فکر می کنم نزدیک به ده نفربودند که وبلاگ داشتند.

چند نفر کتابشون رو برای نقد انتخاب کردند ؟ استاد به من نگاه می کنه آخه قرار بود بچه ها کتابشون رو به من ایمیل کنند و من به استاد اما شب قبل از کلاس ساعت ۸ بود فکر می کنم یه سری به ایمیلم زدم اما دو تا پیام بیشتر نداشتم که اون دوتا هم مال یاهو بود .البته یکی از بچه ها گفت که دیشب واسم ایمیل کرده که من فرداش رفتم و دیدم .

چند نفر جزوه رو مطالعه کردند و اصلا جزوه رو دارند که باز هم همون تعداد دست اندک بالا رفت و استاد کمی تا حدودی نیمه ابری ناراحت شد اما قرار شد که برای هفته بعد بیست صفحه اول جزوه رو بخونیم .

و اما سوال در مورد اینکه انسان شناسی چیست  و انسان شناس کیست؟

جواب بچه ها و از جمله خود استاد که نظر بچه ها رو هم تایید می کرد:

یه آدمی با کیف کهنه و موهای ژولیده و لباسهای نه چندان .... و خلاصه یه کسی که تمام سعی اش رو در این مورد یعنی شناخت فرهنگ ان هم فرهنگ قبایل و روستاها به کار می برد و به فکر چیزهای دیگر نیست البته این برداشت من بود.

اما جواب استاد هم این نظر رو تایید می کرد اما با این تفاوت که این در مورد جوامع سنتی و مردم شناسان سنتی قابل ذکر است و اینکه امروزه مردم شناسی فقط در مورد جوامع سنتی به کار نمی رود بلکه تمام جنبه های زندگی اجتماعی رو و مشکلات و چالش های آن را نیز در نظر می گیرد.

این هم از گزارش جلسه دوم تا بعد....

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 22:41  توسط فاطمه امیری  | 

این مطلبی که میخوام بنویسم مربوط به هفته گذشته کلاس مردم شناسی فرهنگی است که متاسفانه دیر نوشتم .

ساعت ۸ صبح کلاس شروع شد خیلی از بچه ها دفعه اول بود که با استاد کلاس داشتند و خیلیها هم با استاد و نحوه درس و تدریس استاد اشنا بودند اما خوب همه بچه ها تقریبا در مورد نحوه تدریس استاد از بچه هایی که ترمهای قبل با استاد درس داشتند چیزهایی شنیده بودند .

ابتدای کلاس استاد نظر بچه ها رو در مورد اینکه چه انتظاری از این درس  دارند رو  پرسید و بچه ها هم انتظارات راست و دروغ خود رو به استاد گفتند هر چند استاد معتقد بود نظر بعضی از بچه ها مریخی هست و کمتر همچین دانشجوهایی پیدا میشن اما خوب با نظر بقیه مشکلی نداشت از جمله نظر اونایی که معتقد بودند اومدند یه نمره بگیرند و این درس رو پاس کنند یا اونایی که می گفتند انتظارشون اینه که تا یه حدی با این درس آشنا بشن. اما خوب چیزی که به نظر من جالب اومد این بود که بیشتر بچه ها در این مورد صحبت می کردند که میخواهند یه شیوه جدید تدریس رو تجربه کنند از جمله اینترنت و ....

در پایان هم استاد انتظاراتی رو که از بچه ها داشت گفت اونم اینکه همه بچه ها به انتظاراتی که از این درس دارند پاسخ بدهند یعنی سعی کنند که انتظارات خودشون رو براورده کنند.

در کل کلاس خوبی بود یعنی میتونه بهتر از این هم بشه.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 21:45  توسط فاطمه امیری  | 

 

آری، آری زندگی زیباست،

زندگی آتشگهی دیرینه پابرجاست،

گر بیفروزیش رقص شعله اش از هر کران پیداست، 

ورنه خاموش است و خاموشی گناه ماست. 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 23:40  توسط فاطمه امیری  |